⏳۵۰٪ تخفیف فقط تا پایان جشنواره؛ بعدش همه‌چیز به قیمت قبل برمی‌گرده!

مشاهده دوره‌ها
ثانیه
دقیقه
ساعت
روز
راکت

بمونیم یا بریم

3 پاسخ

سلام به همه دولوپر های عزیز.
امیرحسین امینی هستم 26 ساله از استان قزوین....
تقریبا از ۱۹ یا ۲۰ سالگی مشغول به کد نویسی به زبان PHP بودم و الانم تقریبا 5 ساله با فریمورک لاراول کار میکنم.
مدرک تحصیلیم لیسانس نرم افزار هست دانشگاه دولتی روزانه شهید بابایی قزوین. تاریخ فارغ التحصیلیم ۱۴۰۱ بوده و پایان خدمت هم دارم و نیروی انتظامی خدمت کردم.
تو چهار تا شرکت سابقه کار دارم و به عنوان توسعه دهنده بک اند فعالیت داشتم.
حالا چرا اینارو گفتم؟
برای اینکه زمانی که دارم این پیام رو مینویسم در اوج نا امیدی به سر میبرم. انگار خیلی گیج شدم. نمیدونم باید چیکار کنم؟
تازه یک ساعت هست از دکتر اومدم وبهم فقط پنج ورق قرص کنترل اضطراب و استرس داده :)
گفتم اینجا همگی دولوپر هستیم شاید شما حرفای من رو بهتر متوجه بشید :)
بچه ها همگی از شرایط فعلی کشور مطلع هستید و دیگه نمیخوام سرتون رو با گفتن مکررات درد بیارم. فقط میتونم بگم هر کسی که از اطرافیانم رو تو صنف خودم چه دوستانم چه همکارانم چه فامیل های خودم تو صنف خودم میبینم دارن مهاجرت میکنن :) و این داره بهم این حس رو میده که دارم تنها میشم کم کم :))))
همه دارن میرن بچه ها :)
من زبانم رو خوب بلدم ولی ایلتس ندارم (البته که ایران هم از بابت این موارد تحریم شد و دیگه نمیتونیم ازمون بدیم)
به نظر شما رفتن راه منطقی هست ؟ :)
اگر اره کدوم کشور ها رو پیشنهاد میدید‌ ؟ :)
اصلا تو این اوضاع شما چیکار میکنید؟ :)

@mjokarr

ثبت پرسش جدید

پاسخ‌ها

3
رایموند
رایموند
@Raymond

تخصص: مختصص وردپرس - برنامه نویس لاراول

درود خوبی...
در حال حاضر در وضعیت جنگ مهاجرت قفل شده و در وضعیت بلاتکلیفی قرار داریم.
بعد از جنگ به فکر مهاجرت باشید.
منم مثل شما به فکر مهاجرت هستم 👀

مهرداد قاسمیان
مهرداد قاسمیان
@mehrdad372

تخصص: برنامه نویس وب

شرایط خوبی نیست

شاید پاسخ شما همین‌جا باشد

محمدجوکار
محمدجوکار
@mjokarr

تخصص: دانشجوی برنامه‌نویسی

سلام امیرحسین عزیز. دلمون برای پیامت تنگ شده بود رفیق.
شرمنده‌ام بابت تاخیر، راستش تازه وقت شد سر بزنم به راکت و پیامت رو دیدم.

پرسیدی ما چیکار می‌کنیم؟
راستش خواستم اینو بدونی که این روزها هیچ‌کدوم از ما سنگ نیستیم و حال این روزهات رو با تمام وجود می‌فهمم. من خودم دقیقا با بالا گرفتن ماجراهای جنگ، تحریم‌ها و ******** شدید، قشنگ خودمو گم کرده بودم. فکر کن دقیقا همون موقع هم حدود ۱۴۰ میلیون پول دو تا دوره آموزشی داده بودم و جدای از استرس آینده، حس می‌کردم یه گوشه از پولمم به باد رفته. واقعاً مغزم شات‌دان شده بود و توی اضطراب مطلق بودم.
یه روز با دکتر آوند نشستم و با تمام وجود داشتم غر می‌زدم: «ما دیگه چیکار کنیم؟ چطور بیزینس راه بندازم؟ چطور بازاریابی کنم؟ چرا آخه حق ما اینه؟»
دکتر با همون آرامش معروفش گوش داد و آخرش گفت: «محمد، چت بود واقعا؟»
همین یه تلنگر منو به خودم آورد. به این فکر کردم که مگه کی شرایط برای ما گل و بلبل بوده؟ ترسیدن تو این شرایط حق طبیعیه هر انسانیه، اما اینکه بذاریم ترس برای آیندمون تصمیم بگیره اشتباهه. شجاعت این نیست که نترسی، اینه که با وجود همین دلهره‌ها و ناامیدی‌ها، نذاری کنترل زندگی از دستت خارج بشه. اینه که بترسی، اما انجامش بدی.

من تو همین چند ماه گذشته به چشم دیدم آدم‌ها و کسب‌وکارهایی رو که دقیقاً وسط اوج همین بحران‌ها و نااطمینانی‌ها، راهشون رو پیدا کردن و جلو رفتن. اینا رو اصلاً برای شعار دادن نمی‌گم؛ فقط خواستم بدونی این حس گیجی و فشاری که الان داری کاملاً طبیعیه و همه‌مون تجربه‌ش کردیم، اما واقعاً معنیش این نیست که همه درها بسته شده یا تو عقب موندی.

درباره اینکه پرسیدی «رفتن راه منطقیه یا نه؟»:
ببین امیرحسین، کاملاً طبیعی و منطقیه که توی این وضعیت اولین چیزی که به ذهنت برسه رفتن باشه؛ هر انسانی توی شرایط پرفشار به بقا و نجات فکر می‌کنه. راستش منم چند سال پیش دقیقاً جای امروز تو بودم. داشتم همه‌چیز رو آماده می‌کردم که برم. ولی هرچی جلوتر رفتم دیدم ته دلم با رفتن صاف نیست. با خودم گفتم بالاخره این خاک و این مردم به کسایی نیاز دارن که بمونن و تلاش کنن تا اینجا رو به جای بهتری برای زندگی تبدیل کنن.
از همون موقع تصمیم گرفتم به جای صرف تمام انرژیم برای رفتن، وایسم و بیزینسی بسازم که وسط همین شرایط سخت به مردم کمک کنه؛ این شد رسالت شخصی من.

شاید عجیب به نظر بیاد، ولی ایران هنوز هم فرصت‌های دست‌نخورده و بزرگی برای کار و بیزینس داره. همین موج مهاجرتی که می‌بینی، با اینکه دردناکه، اما از اون طرف باعث خالی شدن صندلی‌های کلیدی توی شرکت‌های بزرگ و باز شدن فضای رشد برای متخصص‌هاییه که موندن.
حالا حرف من این نیست که حتماً باید مثل من فکر کنی. نکته اینه:

۱ // اگر حس می‌کنی اون توان و رسالت توی وجودت هست که بمونی، بجنگی و بسازی، مطمئن باش همین‌جا هم با تخصصت می‌تونی آینده درخشانی برای خودت، خانواده‌ت و اطرافیانت خلق کنی.
۲ // اگر هم به این نتیجه رسیدی که رفتن برات تصمیم درست‌تریه: باز هم جای هیچ ناامیدی نیست. تو سن عالی، مدرک دولتی و ۵ سال سابقه کار حرفه‌ای داری. فقط کافیه با یک برنامه یک‌ساله و ذهن آروم براش اقدام کنی تا مسیر برات باز بشه.

و اما حقیقت ماجرا چیه؟ هیچ مسیر بدون دردی وجود نداره؛ نه موندن گل‌وبلبله و نه مهاجرت بهشت بی‌دغدغه. جفتشون چالش‌های سنگین خودشون رو دارن.
سوال اصلی این نیست که کدوم راه آسونه، سوال اینه: تو حاضری کدوم سختی‌ها رو به جون بخری؟ با کدوم ناراحتی‌ها راحت‌تری و کدوم مسیر بهت معنای واقعی میده؟


راستش من فعلا وارد بحث جزئیات مهاجرت نشدم؛ چون حس می‌کنم دغدغه اصلی تو الان، حل کردن این آشفتگی ذهنی و پیدا کردن مسیر درستته. اگر بعداً هم تصمیم گرفتی که مسیر مهاجرت رو انتخاب کنی، من حتماً در مورد اپلای تحصیلی و مراحلش در کنارت هستم و می‌تونیم جداگونه درباره‌ش گپ بزنیم. اما فعلاً، اولویت با آرامش و تصمیم‌گیری درستته.
در نهایت هم می‌خوام بدونی که اگر هر زمان احساس کردی نیاز داری با کسی حرف بزنی، یا در مورد موضوعی نیاز به هم‌فکری داشتی، من با کمال میل در کنارت هستم. وظیفه خودم می‌دونم که به دوست بااخلاقی مثل تو کمک کنم. هر وقت خواستی می‌تونی توی تلگرام بهم پیام بدی؛ آیدی من توی بیوگرافی راکت هست.


ایامت به کام امیرحسین جان 🌲

برای ارسال پاسخ لازم است وارد شده یا ثبت‌نام کنید

ورود یا ثبت‌نام