با پیشرفت کار در حرفه طراحی خود، به شما فرصتهای زیادی در انتخاب پروژهها داده خواهد شد. اما یکی از سختترین جنبههای کار در تجارت، یادگیریِ انتخاب پروژههای مناسب برای خودتان است. برای این موضوع چندین دلیل وجود دارد. اول اینکه وقتی دیگران نیازهای خود را به ما میگویند، انتظار دارند که ما فرد معتبر و با اعتباری باشیم. دوماً، نه گفتن به دیگران، مثل این میماند که ما در حال مبارزه با غریزهی خود هستیم. واقعاً چه کسی حاضر است چک حقوقی را رد کند؟
و سوم این است که شما نمیدانید یک پروژه دقیقا به چه شکل پیش خواهد رفت. پیش بینی کردن آینده، امری مطمئن و اعتباری نیست. هنوز هم مواردی وجود دارد که میتوانید با انجام دادن آنها شانس درست بودن خود را افزایش دهید. هدف از تمام این کارها این است که مطمئن شوید از بهترین فرصتهایی که به شما داده میشود استفاده میکنید. بنابراین چگونه میدانید که یک پروژهی بالقوه، همان پروژه مناسب برای شماست؟ سوالهای زیر را از خودتان بپرسید:
آیا ایدهی مشتری شما، واقع گرایانه به نظر میرسد؟
یکی از اولین چیزهایی را که باید قبل از ورود به یک پروژه در نظر بگیرید، واقعیت پذیر بودن مشتری است. شما خواهید دید که بهترین پروژهها معمولاً از طرف کسانی اتفاق میافتد که واقع بین هستند. ایدهها و اهداف چنین افرادی، هوشمندانه و قابل دستیابی است.
همکاری با چنین مشتریانی سطح تفکر شما را بالاتر میبرد. آنها حاضرند برای پروژهی خود زمین و آسمان را به یکدیگر بدوزند. چنین طرحهایی در نهایت منجر به کسب درآمد زیادی خواهد شد. مطمئناً شما با اهداف عالی هیچ مشکلی ندارید، اما مراقب باشید که فرد جدا از واقعیت را، با فردی جاه طلب اشتباه نگیرید. این افراد از تمام پولهایی که قرار است کسب کنند صحبت خواهند کرد، اما قادر نخواهند بود بابت تلاشهای اولیه شما پول زیادی را پرداخت کنند. در عوض، آنها به شما قول رسیدن به پولهای زیادی را میدهند؛ اما شما زمانی به آن قول خواهید رسید که پروژه به موفقیت رسیده باشد.
به این روش فکر کنید: اگر این فرد در رابطه با پروژه خود جدی باشد، احتمالاً باید بودجه کافی را برای پرداخت به شما داشته باشد. اینکه از شما خواسته شود تا بیایید و اول آرزوهای آن ها را به واقعیت برسانید، خیلی واقع گرایانه به نظر نمیآید. بنابراین، کمی بدبین بودن به این قضیه به شما بستگی دارد. شما نباید در چشم مشتری فردی بی ادب و ناامید کننده به نظر بیایید اما باید سوالات سختی را بپرسید. سوالاتی مثل: «پولی که قرار است به من پرداخت کنید، از کجا میآید؟»
با این وجود اگر ایدههای مشتری کمی دست نیافتنی به نظر میرسند، بهتر است که مودبانه از همکاری با او دوری کنید. با این کار به احتمال زیاد، خودتان را از ناامیدیهای زیادی نجات خواهید داد.
چه نوع کارهایی در این ایده دخیل هستند؟
ممکن است کمی احمقانه به نظر برسد اما گاهی اوقات، نادیده گرفتن کاری که باید انجام شود بسیار آسان است. شما میتوانید تمام خواستههای مشتری را قبول کنید، زیرا این کاری است که شما باید انجامش دهید. در اوایل حرفه شغلیام، احساس میکردم که این وظیفهی من است تا تمام خواستههای مشتری را برآورده کنم. بنابراین من تمام پروژههایی را که در سر راه من قرار میگرفتند قبول میکردم. این کار بسیار اشتباه بود و در کوتاه مدت مشکلات زیادی را برایم به ارمغان آورد.
طراحان وب، افرادی حرفهای و خلاق هستند نه یک فروشگاه سخت افزاری. برای رسیدن به موفقیت، باید خودمان را در بهترین موقعیت ممکن قرار دهیم. اینکه تظاهر کنیم در تمام کارها مهارت داریم، با چنین چیزی همخوانی ندارد.
بنابراین اگر شما وارد کردن اطلاعات (دیتا) را دوست ندارید و نمیتوانید کسی را استخدام کنید تا این کار را برای شما انجام دهد، یعنی این پروژه برای شما مناسب نیست. به همین ترتیب، اگر کسی از شما بخواهد تا با CMSای کار کنید که از آن متنفرید یا اگر از شما بخواهند کارهای فریبندهای انجام دهید که هیچ سودی برای پیشرفت حرفه شما ندارد، آن پروژه یا کار را رها کنید؛ مگر در مواردی که نیاز شدید اقتصادی داشته باشید. شما هیچ مسئولیتی در قبال قبول نکردن پروژهها ندارید.
در عوض شما باید نوع کاری را که قرار است انجام دهید در نظر بگیرید. اگر این کار همان چیزی است که از آن لذت میبرید، نتایج خوبی را به واسطهی آن بدست خواهید آورد. علاوه بر این، میتوانید این افتخار و دستاورد را در لیست نمونه کارهای خود به نمایش بگذارید.
آینده چه خواهد کرد؟
آیا گفتههای در مورد پیش بینی آینده را به یاد دارید؟ این موضوع هنوز حتمی نیست. اما میتوانید به طور منطقی پتانسیل پروژه خود را بدون حضور اتفاقات آینده پیش بینی کنید. سوال اصلی این است که آیا این چیزی است که شما واقعاً میخواهید؟
اینکه بدانید میتوانید از بستههای سرویسی ماهانه و سالانهی خود درآمد بدست آورید، واقعا به تجارت شما کمک میکند. از این گذشته، اگر از کاری که میکنید لذت نبرید، یک مسئولیت خاص در این بین به وجود میآید. شاید برقرار کردن یک رابطهی طولانی مدت با مشتری، برای شخص شما کاربرد نداشته باشد.
صرف نظر از اینکه در کجای این ماجرا قرار دارید، مهم است که از جایگاه مشتریان خود اطلاع داشته باشید. این کار ارزش تلاش کردن را دارد تا مطمئن شوید که انتظارات آنها به خوبی بیان شده است یا خیر. هنگامی که متوجه شوید به دنبال چه چیزی هستند، میتوانید بهتر طبق خواستههای آنها عمل کنید.
عاقلانه انتخاب کنید
فریلنسر بودن به شما این آزادی را میدهد تا به روش دلخواه خود کار کنید. این بدان معناست که شما میتوانید تمام آن پروژههای پیشنهاد شده را قبول نکنید. در واقع، این قدرت به شما داده شده است تا هرچه را که دوست دارید انتخاب کنید.
بنابراین قبل از بستن قرارداد و گفتگو با مشتریان خود، کمی وقت بگذارید تا واقعاً در مورد پروژهی پیش رو فکر کنید. اگر کاملاً مناسب شماست، دست به کار شوید. اما اگر مناسب شما نیست، همیشه دفعهی بعدی وجود خواهد داشت. در هر صورت، این شما هستید که میتوانید تصمیم بگیرید در چه پروژههایی فعالیت داشته باشید.
دیدگاه و پرسش
در حال دریافت نظرات از سرور، لطفا منتظر بمانید
و منی که توی 12 سالگی به خاطر نبود بزرگتر و راهنمایی زبان C (اولین زبونی که شروع کردم) رو یاد گرفتم :) 💔
سی مادر تمام زبان های برنامه نویسیه که باهاش میشه هر کاری که بقیه زبون ها میمکند رو انجام بده یا کار هایی که سایر زبان ها به طور غیر مستقیم انجام میدن یا حتی از انجامش تقریبا عاجز هستند رو مستقیم انجام بده چون سطح میانه بوده و از سطح بالا و پایین هم زمان پشتیبانی میکنه کامپایلری هست پس سریع تره و برای رباتیک و ساخت زبان های برنامه نویسی و خیلی کار ها کاربردی از مدل شی گرایی که منتقدان و طرفداران بسیاری داره پشتیبانی نمیکنه و از برنامه نویسی تابعی خالص و نزدیک به سیستم و ساده ای که نوعی برنامه نویسی اعلانی هست پشتیبانی میکنه کلمات کلیدی کمی داره به دلیل سینتکس پیچیده ای که داره یادگیریش سخته ولی فرمان های کمتری برای حفظ کردن نسبت به سایر زبان ها و فرمان هایی مثل ثابت ها و بایت اشاره گر که تو زبان ها مختلف نیست رو نداره و دسترسی بیشتری به اسمبلی و زبان ماشین بهتون میده دلیل معروفیتش به مادر زبان های برنامه نویسی اینه که اکثر زبان ها به صورت مستقیم یا غیر مستقیم از سینتکس این زبان استفاده میکنند پس سختی یادگیریش به معنی آمادگی برای یادگیری خیلی دیگه از زبان هاست ولی یادگیریش برای اولین زبان رو توصیه نمیکنم هکر های نابغه که باگ هایی که هیچ کسی از وجودشان با خبر نیست رو با این زبان انجام میدن این زبان شاهکاری کمتر از پایتون نیست و بسیار قدرت مند هست و این دلیل زنده ماندنش تا الان هست حتی اسمبلی هم تو سال 1999 احیا شد زبانی که به سختی معروفه کمتر دیگران رو از این زبان ها بترسونید من برای برنامه نویسان سطح پایین احترام زیادی قائل هستم با تلاش سختی معنا ندارد و از نظر من که پایتون کار میکنم سی اونقدر هم سخت نیست خودتون نگاه کنید
خداروشکر پایتون نبود وگرنه الکی اینقدر وقت گذاشتم یاد شگرفتم
سلام دوست عزیز
من قسمت سی پلاس پلاس رو باهات در قسمت سخت بودنش موافقم
اما ایا بنظر خودت تو بازی سازی رو دست سی پلاس پلاس هست؟
قطعا نه
حتی سی شارپ هم توی بازی سازی تا حدودی میشه گفت بهش نمیرسه😄
سلام
در مورد ++C کاملا تفکر اشتباهی دارید. و هر زبانی کاربرد خودش رو داره هنوز هم C , ++C براشون جایگزینی پیدا نشده. مثل این می مونه شما بگید تووی یه خانواده نیاز به پدر نیست.
قضیه #C فقط تووی ایران به خاطر سادگی یه زمانی خیلی رواج پیدا کرد و باعث به وجود اومدن خیلی از اپ های حسابداری شد.
فریم ورک Qt رو مطالعه کنید حتما.
مشکل اینجاست همه فکر می کنند زبان ++C صرفا برای بازی و برنامه های دستکتاپ هست و تفکر کاملا اشتباهی هستش.
حتی همون خود گوگل یه زمانی NDK رو توسعه میداد و الان نمیدونم هنوز هست یا نه.
البته من خیلی ساله ++C کد نزدم به دلایلی مجبور شدم بیام سمت وب . وگرنه به نظرم کسی که یه زبانی مثل ++C , C رو مسلط بشه از یه فریلنسر حوزه وب و اپ موبایل وضعش بهتره.
در مورد اپ موبایل هم الان کسی بخواد بره سمت زبان های تخصصی و غیر کراس پلتفرم بازنده است.
وقتی با یه زبانی مثل کاتلین و یا فریم ورک های دیگه میشه همون کارها رو انجام داد.
به نظر من الان یادگیری یه زبان هم فایده ای نداره .به عنوان مثال شما اگه PHP رو مسلط بشید بعضی پروژه ها استفاده از Nodejs ضروری میشه.
من الان درگیر یه پروژه لاراولی هستم یه بخشیش به خاطر پرفورمنس بهتر مجبورم بیام سمت Nodejs
و به نظرم باتوجه به استفاده گسترده از Javascript اولین چیزی که باید یاد گرفته بشه همین Javascript بعد زبان دیگه.
سلام دوست من
حدودا باهات موافقم جز سی پلاس پلاس
چون سی پلاس پلاسم خیلی جاها کاربرد داره و به دلیل سخت بودنش ، خوبیش اینه که یاد بگیریش بقیه زبان ها راحت تر میشه !