تا ۶۰ درصد تخفیف شگفت انگیز نوروزی! ( آخرین فرصت )
اطلاعات بیشتر..وقت بخیر
عزیزان ابتدا عرض کنم خدمتتون که تازه کار نیستم و در حوزه های مختلف دستی بر آتش داشتم ( یونیتی ( و c# )، پایتون ( اصول اولیه )، html و css به صورت مقدماتی و سابقه کار با ادوب ایلاستریتور )
زیاد شاخه به شاخه شدم و نتایج دلخواه مخصوصا در یونیتی و بازی سازی برام حاصل نشد
در حال حاضر علاقه مند به توسعه اپلیکیشن هستم و قصد دارم مسیر پیش رو با دقت و آگاهی بیشتری انتخاب کنم
دوستان بهم پیشنهاد دادن سمت وب اپلیکیشن برم و توصیه به فعالیت در فرانت اند ( solid js ) و بک اند داشتن
سوالی که ذهن بنده رو درگیر خودش کرده اینه که خب اگه هدف صرفا توسعه وب اپلیکیشن باشه، چرا راه سخت ؟
چرا سمت فلاتر نرم ؟
درست نمیگم ؟
توجه داشته باشید که بعد از چند سال فعالیت در حوزه برنامه نویسی، خب به شدت دغدغه درآمد و آینده شغلی رو دارم
خب خودم چه تصمیمی گرفتم ؟
کاری مورد پسند منه که هم بشه باهاش استخدام شد هم بشه باهاش فریلنسری کار کرد و هم دنبال پروژه های شخصی رفت
من میگم وارد حوزه فرانت اند بشم ( چون احساس می کنم بازار کارش خوبه )
هم می تونم استخدام بشم یا فریلنسری کار کنم و هم اگه قصد توسعه پروژه های شخصی pwa داشتم می تونم از این حوزه بهش برسم
نظر شما چیه ؟
لطفا مشارکت کنید و عذرخواهی می کنم طولانی شد 🙏
این که وقتی از یه نفر میپرسی من چیو یاد بگیرم و اون شخص چون که هم میخواد راهنمایی کنه و هم فقط از حوزهی خودش اطلاع داره، گاها شمارو سوق میده به حوزهی کاری خودش، یه چالش بدیه به نظرم که افرادی که میخوان استارت بزنن رو ممکنه درگیر کنه. ما با حرف همچین اشخاصی جلو میریم و وقتی کمی دیدمون بازتر میشه تازه متوجه میشیم ما اصلا این مسیر رو نمیخاستیم و مسیرهای بابِ میلتری هم وجود داشتن. که البته دیگه زمانی متوجه میشیم که مدت زیادی گذشته و ... بگذریم.
ببین اگه صررفا اپلیکیشنسازی هدف توعه و دوسش داری، که بیخیال برو همون سمت. ولی بازار کارشو چک کن حتما. برخی بازارها برای افراد مبتدی اصلا خوب نیستن.
اگه برنامهنویسی رو دوس داری و درآمد هم میخوای، به نظرم وباپلیکیشن نویسی با مسیرِ طراحی سایت کمی دستتو بازتر میکنه. امکانات بیشتری توش داره، به واسطهی بخشهای بسیار زیادی که داره، تواناییش یه جاهایی بالاتره، میزان دانشی که میتونی کسب کنی بازتره و مثلا اگه بکاند کار کنی، بعد از ۲ سالِ کاری اگ زرنگ باشی کمکم فرانت هم بلدی، با سرورها و کانفیگشون سروکله زدی، حداقل یه زبان و فریموورک بلدی، سئو و کلی ابزار و موراد دیگه. ک شاید در آینده با توجه به سینتکس و مواردی که یادشون گرفتی، حتی سوییچ کردن روی زبانهای و زمینههای دیگه خیلی برات راحتتر میشه. یه شخصی که مثلا وب کار کرده، راحتتر میتونه سوییچ کنه به فلاتر تا برعکسش.
من حالا جزئیات و سینتکس و چیز میزای فلاتر رو بلد نیستم ولی چیزی که از رفقای متخصصم شنیدم توی زمینهی فلاتر، شما دستت با وب برای طراحی و پیاده سازی بازتره. نه که میگم فلاتر بده نه ک بگم نرو سمتش. من یه سرچ ساده که زدم دربارشون، خب هردو خوبیهای خودشونو دارن. ولی دیگه بستگی به تو داره کدومو بخای استارت بزنی.
من شاید روزی در آینده اگر دستم به جایی بند بود و مهارتشو داشتم، کاری کنم که پروژههای وب، خیلی راحتتر، سریعتر و کاملتر روی موبایل بالا بیان. بشه خیلی تمیزتر به صفحات موبایل ادشون کرد. حجم کمتری میگیرن از موبایل، کند نمیکنن موبایل رو و کلا بهینهترن. شاید مشکل سرعت داشته باشن و از این موارد. ولی من خیلی این مورد از وباپلیکیشن رو دوس دارم. علاقهی منه دیگ :))
جدای از این مقایسههای بالا که گفتنشون برای من واقعا سخت بود چون دانش ابتدایی فلاتر رو هم ندارم، این مورد هم جالب بود برام. که چرا حتما باید هدف ساخب اپلیکیشن باشه؟
ببین اگه هدف صرفا ساخت اپلیکیشنه که مسیرش مشخصه. اصلا از طریق وب نیست. ولی اگه هدف وباپلیکیشنه، خب این موضوع جداست قضیهش. شما برای وباپلیکیشن مشخصه مسیرت.وقتی میگی وباپلیکیشن، سااایتی رو در نظر بگیر که میتونی ببریش روی موبایل و مثه اپلیکیشن ازش استفاده کنی. حالا این سایت یا فروشگاهیه یا وبلاگه یا مثلا چیزی مربوط به تریدِ یا هزاران چیز دیگه. شما وقتی رفتی سمت وب، شخصی هستی که میتونی سایت بسازی و حالا سایتی که میسازی، روی موبایل هم بالا بیاریش. به نظرم اینطوری ببینش شاید بهتره: تو دوس داری اپلیکیشن بنویسی، یا میخوای سایت بسازی؟
اپلیکیشنی که مینویسی نمیتونه توی گوگل ایندکس شه و سئو روش پیاده شه و ....
ولی سایتی که میسازی میتونه روی هر موبایلی بالا بیاد.
وقتی میگی وباپلیکیشن، فکر میکنم بیشتر ذهنت سمت اپلیکیشنشه تا وبش. اگه اینطوری فکر میکنی، که واقعا این مدلی نیست. شما قراره سایت بسازی نه اپلیکیشنِ مخصوص موبایل.
حالا بین سایت و اپ موبایل یکیشو انتخاب کن.
پرسیدی چطور از این وضعیت خارج بشی:
طورِ خاصی نیاز نیست خارج بشی. اول واقعیتهات رو ببین! موقعیتی که توشی رو ببین! به جایی که میخوای برسی فکر کن و تصویر سازی کن چقدر شرایط مضخرفی میشه اگه بخای یسال دوباره مثلا فلاتر یا php بخونی و مجدد کنارشون بزاری؟
دنیای برنامه نویسی هرروز داره بزرگتر میشه. فریمورکها، زبانها، امکانات و معماریهای جدیدی داره هرروزه اضافه میشه و رشد کردن توش هی داره دشوارتر میشه. مثه گودالیه که یه شیلنگ گذاشتن توش و دارن با آب پرش میکنن. هرچی دیرتر بخای از کف این گودال بیای بیرون، کار دشوارتری داری. بچه نیستیم دیگه گمونم. باید بدونیم وقتی چیزی اشتباهه، نباید تکرارش کرد، اگر هم قراره تکرار بشه، بهاش عمر و آیندمونه. ازین بالاتر که چیزی نیس! پس بهتر معقول فکر کنیم، معقول پیش بریم.
وسعت برنامهنویسی رو پیش کشیدم که بگم اگه قراره دوباره دلسرد و خسته شی، شروعش نکن. همین یکسالی که قراره الکی دوباره کد بزنی رو برو یه مهارت دیگه یادبگیر، یه کار دیگه بکن و بیخیال برنامهنویسی شو. چون ۶ ماه بعدش یادت میره و الکی ۱ سال دیگه از عمرت هدر رفته.
اما اگه مصممی، اگه ارزش زندگیت برات مشخصه، اگه از روی علاقههای بچگانه قرار نیست به این سمت بیای، سختیش و وستعتشو در نظر بگیر و استارت بزن. همین.
درباره دغدغه مالی: عرض کردم قبلا این مورد رو. اگر امروز شروع کردی یادگیریت رو، لطفا تا ۲ سال دیگه به فکر درآمدِ خاصی نباش. تمام.۲ سال برای آیندت، بدون فکر به درآمد تلاش کن. دوره ببین تست کن کدارو و هزینه هم کن برای یادگیریت. جیبتو خالی کن توی مغزت، بعدا مغزت جیبتو پر میکنه. موفقیت نیاز به هزینه داره، هزینههای مالی، جسمی، روانی و ... . اول بهاش رو بشناس، بعد قدم بزار توی مسیرش.
فریلنسری و باز بودنه دستت:
ببین برنامه نویسی خودش شغل انعطاف پذیریه. میتونی استخدام شرکت باشی ولی از دور با یه لپتاپ و گاهی بدون نیاز به نت، کد بنویسی و پول دراری.
این که شما میخای ابتدا به ساکن، با بِ بسمهاله توی برنامهنویسی ای که خودش انعطاف پذیره، وابسته به شخص و شرکت نباشی، راسسستش کمی فیلم هندیه. همچین چیزی که میخوای حداقل برای افرادِ میدلول واقعی توی زمینههای کاری خودشونه. به نظرم بهتر حتی اینه که یک سال رو لااقل توی یه شرکت کار کنی. تجربههای حضوری رو داشته باشی. با سایر افراد توی این زمینه تبادل تجربه کنی، مشکلاتتو ببینن، از مهارت کسایی که سالهاست دارن کار میکنن استفاده کنی. این یکسال، مطمئن باش که به سالِ طلاییِ مهارتِ تو مبدل میشه. پروژههای خوب، از ارتباطات خوب میان.. رایگان هم شده سعی کن توی یه شرکت کار کنی. یه شرکتِ خوب و کوچیک.
چیزی که در این زمینه میخای، توی پله دهمه. و پله یک تو میشه این، میخای یه پله دهم برسی؟ اگه آره، پس خاهشا سریع تر پله اولیو ردش کن.
در نهایت
کمالگرایی دامیه که خودت برای خودت پهنش میکنی. هیشکی هیچ وقت کامل نمیشه. مخصوصا توی برنامه نویسی که اگ اسمشو هزارتو بزاریم، پُر بیراه نگفتیم. باید رفت باید شروع کرد. کمالگرایی گاهی حتی مانع از شروع کردنت میشه. مانع از حرف زدنت، پیش رفتنت، تجربه کردنت میشه. بکش زیرِ این حس و بندازش دور. قبل از این که کمالگرایی باعث بشه یه ضربه سنگین از زندگی بخوری، همون ضربه رو مهمونِ کمالگراییت کن و بندازش کنار.. واقع بینانه دیدن، برنامه داشتن و الگو گرفتن، کمالگراییت رو کاهش میده.
موفق باشی
سلام و احترام، در ابتدا سال جدیدِ پرتلاشتری از سال قبل رو براتون آرزو میکنم.
منشنتون توی پرسشهای دیگه رو دیر دیدم و عذر میخوام بابت تاخیر پاسخگویی. راستش این سوال شما رو دیده بودم قبل، چون درباره فلاتر پرسیده بودید و من تخصصی در این زمینه نداشتم، ترجیح دادم توی چیزی که بلد نیستم نظری ارائه نکنم. حالا که منشن کردید، کمی تبادل تجربه هم شاید بد نباشه..
صادقانه بگم، این که دقیقا بازار اپلیکیشنسازی چطوره! صراحتا نمیدونم. این که درآمدش چقدره! چقدر میشه به صورت فریلنسری کار کرد باهاش! تاپ لولاش کیان؟ نمیدونم..
این که چرا با وجودِ علاقهی شما به اپلیکیشن سازی، دوستانتون شمارو سوق دادن به سمت وباپلیکیشن، اینم برام واضح نیست.
اما اینجا که دامنهی سوالاتتون وارد وب میشه رو میتونم کمک کنم.
فکر میکنیم شما قراره دولوپ وب اپلیکیشن رو مسلط بشید. این که چه زمینهای رو انتخاب کنید، چه زبانی؟ چه فریمورکی؟ چه سیاماسی؟ یک سمت ماجراست که بسیار وابسته به اینه که الان شما با توجه به شرایط، تجربه و اهدافتون، چه چیزی میخواین؟ به چی میخواین برسین؟
مثلا شما میزانِ درآمد، سرعتِ به درآمد رسیدن و فریلنسر بودن براتون مهمه انگار.
خب با این شرایط شاااید بکاند براتون مناسب نباشه در ابتدا. یادگیری بکاند زمانبرتر، پیچیدهتر و نیازمند صبر بیشتریه تا فرانت. شاید شما نتونی اول کار به صورت فریلنس کار کنی توی این زمینه. چون ممکنه جاهایی نتونی حل کنی مسئلههات رو، ممکنه جایی یه مسیر رو اشتباه بری ک همین مبحث، فریلنس کار کردنِ بکاند رو مقداری دشوار میکنه. ولی با رشد مهارت، این موضوع حل میشه.
فرانت مقدماتی تا متوسط کمی سادهتر و روال تر از بکاند هست، زودتر مهارتت برای کسب درآمد تکمیل میشه، ولی درآمدش از بکاند واقعا کمتره.
من شرایط شما رو نمیدونم که بگم مثلا برید بکاند یا فرانت! نمیتونم بگم مثلا برو دولوپ وردپرس رو یاد بگیر. خود شمام میدونی که وارد شدن به یه حوزهی جدید، در ابتدا خیلی انرژی میگیره، ممکنه پیشرفتت کند باشه و اذیت کنه. بنابراین اینجاست که علاقه ب کمک شما بیاد. به همین دلیل نظر من اینه سویی بری که علاقت به همون سمته. از طرف دیگه وارد شدن به بازار کار به عنوان تازه وارد، دوباره از شما ممکنه انرژی بگیره. خیلیا بهت اعتماد ندارن، خیلیا دستمزد کمی میدن، حسابت نمیارن و بالاخره این موراد روت تاثیرگذاره. اینجا سماجت و اهدافته که بهت کمک میکنه دووم بیاری، بیشتر تلاش کنی. به همین دلیل نظر من اینه اهدافتو درست انتخاب کنی. فقط پول نباشه. ارزش چیزی که قراره براش تلاش کنی کم نباشه. به وقت و جون اون یکبار زندگی کردنت، بیارزه. کمالگرایی یا هرچی داریو بنویس برگه بنداز سطل آشغال. ماها خیلی تایم برای آزمون و خطا نداریم. واقعا نداریم. پس دقت کن لطفا.
بحث مقایسهی فرانت و بک بود:
خوبیه دیگهی فرانت اینه که در گسترهی حرفهایش، میتونی نمونه کار بزنی و بزاری توی مارکتها، اصلا راااحت تر میتونی نمایشش بدی. میتونی عکسشو نشون بدی، میتونی جلوهش، زیباییش و حرفهای بودنشو به نمایش بزاری چون بصریه، چون قابل دیدِ و افراد عادی هم میبینن و میتونن زیبا بودنش رو تایید کنن. این کمک میکنه به پرزنت و فروشش.
اما بکاند این مدلی نیست. نمیتونی یه تیکه کد بزنی شات بگیری بزاری پیجت. نمیتونی ۶ تا خط کد رو بفروشی. ارزش برنامه نویس بکاند به حل مسألشه، به قدرتش توی پیادهسازی موراد پییدهست. به تشنهی یادگیری بودنشه. به همین خاطره که یک برنامهنویس میدلول بکاند، حقوق بیشتری از میدلول فرانت دریافت میکنه. بکاند کار بودن، شبیه یه استایل نیست که اعمالش کنی و هر دفعه مثلا همونو بزنی. پر از چالشه. یه کد رو میخای تکرار کنی، یهو میبینی توی همون خطا ایجاد میشه ... بنابراین چالش بیشتر و درآمد بیشتری داره.
فرانت هم چالشهای خودش رو داره منتهی در کنار تمامی ویژگیهای فرانت و بک که عرض شد، به این مسأله دقت کن که نیروی فرانت، راحتتر قابل جایگزین هست.
نیروی فرانت شرکت سره یک مساله رفت، ولی پروژههای ما لنگ نشد. چون کلی تمپلیت آماده داریم. چون مَنِ بکاند کار چون زمینهی فرانت هم داشتم، توی چند ماه مسلط شدم روی فرانت و پروژهها رو هندل کردم. ب واسطش دریافتیم هم بالاتر رفت. ولی برعکس این مورد ممکن نیست. اگه ما بکاند کارمون از شرکت میرفت، علنا اون پروژه دیگه لنگ میشد. تا یکی پیدا شه وقت کنه بره سمت اون پروژه و بتونه توش راه بیافته، کلی هزینه متضرر میشه شرکت.
خواستم این مقایسه رو هم داشته باشیم با هم.
بین حرفاتون گفتیم فرانت، فلان چیزو گقتن کار کنم بکاند هم گفتن یاد بگیر. حالا شاید من اشتباه برداشت کردم ولی به هیییچ وجه سمت دو چیز نرو. یاا فرانت یا بکاند. بعد از تسلط کامل توی یک سمت، میتونی کمکم وارد بخش بعد بشی.
فرانت شاید ۱ ساله و حتی کمتر بتونی مسلط شی، بکاند اگر قرار باشه مثلا php و لاراول کارکنی + دانش بکاند، حداقل ۲ سال زمان میگیره و بعد از این زمانها، تازه جونیور شدین.
و توقع درآمد بالایی هم نداشته باش قطعا تا یکسال اول حداقل.
با رشد تکنولوژی، برنامه نویس جونیوز ساده تر قابل جایگزینه. بنابراین گاهی مجبوری اگگر شرکت خوبی پیدا کردی، باهاشون برای لول آپ کردنِ خودت با درآمد کمم هم شروع کنی. ولی خب این وضعیت موقته.
توسعه قالب و پلاگین وردپرس هم تایم زیادی ازت میبره چون باید چندین زبان و فریمورک رو مسلط باشی که بتونی کدنویسیش کنی. ب چشم ساده ولی از درون محتوای فوقالعاده زیادی داره.
نمیدونم دقیقا چی باید توضیح بدم که تکمیل کنه اطلاعاتت رو.
درباره درآمد هم توی همون تاپیکی که منشن کردید، کامل توضیح داده شد، اینجام چنتا مثال زدم.
ولی خب اگر مساله دیگهای بود، بیان کنید عرض میکنم خدمتتون.
ب امید موفقیت، ایامت ب کام🌲
@mjokarr
وقت بخیر محمدجان
از اینکه کسی پاسخی بهم بده داشتم ناامید می شدم کم کم 😅
ابتدا لازمه بابت وقتی که گذاشتی و توضیحاتی که نوشتی یه تشکر ویژه کنم 🙏
یه سوالی مطرح شد در مورد اینکه چرا دوستان بواسطه علاقه من به اپلیکیشن سازی، وب اپلیکیشن رو بهم معرفی کردند
دلایل دوستان این بود که خب این حوزه آینده دار هستش و مثلا برای اجرا وابسته به سیستم عامل نیست و ...
البته برداشتم اینه که چون در این حوزه فعالیت داشتند این امر موجب شده که بخوان منو هم به این حوزه دعوت کنند و از خوبی های اون بگن
به هرحال سوالی که در این باره برام بوجود اومد این بود که اگه هدف صرفا ساخت وب اپلیکیشن هستش چرا سمت فرانت و بک و اینا برم
با فلاتر هم می تونم ( راحت تر ) وب اپلیکیشن بزنم و هم دستم برای توسعه اپ برای سایر سیستم عامل ها باز تره
در مورد فرانت و بک فعلا سوال خاصی ندارم و اگه سوالی پیش اومد ان شاءالله بعدا حتما مزاحم میشم 😅
اما سوال اصلی اینجا اینه که در چه حوزه ای فعالیت کنم و از این جهت دچار سردرگمی و کلافگی شدم
در پیام قبلی اشاره داشتم به این موضوع که حدودا دو سه سال در حوزه های مختلف فعالیت داشتم
پایتون، یونیتی * و c#، اندروید استودیو و کمی هم html و css
این شاخه به شاخه شدن ها، اینکه مسیر مشخصی نداشتم، اینکه صبور و باپشتکار نبودم و خلاصه اشتباهات زیادی که این مدت داشتم موجب شده بسیار بی انگیزه و دلسرد بشم و به همین خاطر حدودا یه ساله از این فضا دور بودم
✔ برای من مسئله و دغدغه اصلی الان اینه که چطور از این وضعیت خارج بشم و اون حوزه ای که مورد علاقم هست رو انتخاب کنم که اتفاقات گذشته تکرار نشه
پی نوشت ۱ : خب همون طور که گفتم دغدغه مالی هم دارم و علاقه مند به فعالیت فریلنسری هم هستم ( کلا دوست دارم دستم باز باشه و صرفا به شرکت و شخص وابسته نباشم )
اینا رو گفتم که در توضیحاتی که میدی لحاظ بشه 😅
پی نوشت ۲ : خیلی دقیق راجع به کمال گرایی صحبت کردی و اصن تعجب کردم چون شدیدا در مورد من متاسفانه صادق هستش
زیاد نوشتم
سرتو درد اوردم
به هرحال از وقتی که گذاشتی و می ذاری سپاس گذار هستم 🙏🙏
این که وقتی از یه نفر میپرسی من چیو یاد بگیرم و اون شخص چون که هم میخواد راهنمایی کنه و هم فقط از حوزهی خودش اطلاع داره، گاها شمارو سوق میده به حوزهی کاری خودش، یه چالش بدیه به نظرم که افرادی که میخوان استارت بزنن رو ممکنه درگیر کنه. ما با حرف همچین اشخاصی جلو میریم و وقتی کمی دیدمون بازتر میشه تازه متوجه میشیم ما اصلا این مسیر رو نمیخاستیم و مسیرهای بابِ میلتری هم وجود داشتن. که البته دیگه زمانی متوجه میشیم که مدت زیادی گذشته و ... بگذریم.
ببین اگه صررفا اپلیکیشنسازی هدف توعه و دوسش داری، که بیخیال برو همون سمت. ولی بازار کارشو چک کن حتما. برخی بازارها برای افراد مبتدی اصلا خوب نیستن.
اگه برنامهنویسی رو دوس داری و درآمد هم میخوای، به نظرم وباپلیکیشن نویسی با مسیرِ طراحی سایت کمی دستتو بازتر میکنه. امکانات بیشتری توش داره، به واسطهی بخشهای بسیار زیادی که داره، تواناییش یه جاهایی بالاتره، میزان دانشی که میتونی کسب کنی بازتره و مثلا اگه بکاند کار کنی، بعد از ۲ سالِ کاری اگ زرنگ باشی کمکم فرانت هم بلدی، با سرورها و کانفیگشون سروکله زدی، حداقل یه زبان و فریموورک بلدی، سئو و کلی ابزار و موراد دیگه. ک شاید در آینده با توجه به سینتکس و مواردی که یادشون گرفتی، حتی سوییچ کردن روی زبانهای و زمینههای دیگه خیلی برات راحتتر میشه. یه شخصی که مثلا وب کار کرده، راحتتر میتونه سوییچ کنه به فلاتر تا برعکسش.
من حالا جزئیات و سینتکس و چیز میزای فلاتر رو بلد نیستم ولی چیزی که از رفقای متخصصم شنیدم توی زمینهی فلاتر، شما دستت با وب برای طراحی و پیاده سازی بازتره. نه که میگم فلاتر بده نه ک بگم نرو سمتش. من یه سرچ ساده که زدم دربارشون، خب هردو خوبیهای خودشونو دارن. ولی دیگه بستگی به تو داره کدومو بخای استارت بزنی.
من شاید روزی در آینده اگر دستم به جایی بند بود و مهارتشو داشتم، کاری کنم که پروژههای وب، خیلی راحتتر، سریعتر و کاملتر روی موبایل بالا بیان. بشه خیلی تمیزتر به صفحات موبایل ادشون کرد. حجم کمتری میگیرن از موبایل، کند نمیکنن موبایل رو و کلا بهینهترن. شاید مشکل سرعت داشته باشن و از این موارد. ولی من خیلی این مورد از وباپلیکیشن رو دوس دارم. علاقهی منه دیگ :))
جدای از این مقایسههای بالا که گفتنشون برای من واقعا سخت بود چون دانش ابتدایی فلاتر رو هم ندارم، این مورد هم جالب بود برام. که چرا حتما باید هدف ساخب اپلیکیشن باشه؟
ببین اگه هدف صرفا ساخت اپلیکیشنه که مسیرش مشخصه. اصلا از طریق وب نیست. ولی اگه هدف وباپلیکیشنه، خب این موضوع جداست قضیهش. شما برای وباپلیکیشن مشخصه مسیرت.وقتی میگی وباپلیکیشن، سااایتی رو در نظر بگیر که میتونی ببریش روی موبایل و مثه اپلیکیشن ازش استفاده کنی. حالا این سایت یا فروشگاهیه یا وبلاگه یا مثلا چیزی مربوط به تریدِ یا هزاران چیز دیگه. شما وقتی رفتی سمت وب، شخصی هستی که میتونی سایت بسازی و حالا سایتی که میسازی، روی موبایل هم بالا بیاریش. به نظرم اینطوری ببینش شاید بهتره: تو دوس داری اپلیکیشن بنویسی، یا میخوای سایت بسازی؟
اپلیکیشنی که مینویسی نمیتونه توی گوگل ایندکس شه و سئو روش پیاده شه و ....
ولی سایتی که میسازی میتونه روی هر موبایلی بالا بیاد.
وقتی میگی وباپلیکیشن، فکر میکنم بیشتر ذهنت سمت اپلیکیشنشه تا وبش. اگه اینطوری فکر میکنی، که واقعا این مدلی نیست. شما قراره سایت بسازی نه اپلیکیشنِ مخصوص موبایل.
حالا بین سایت و اپ موبایل یکیشو انتخاب کن.
پرسیدی چطور از این وضعیت خارج بشی:
طورِ خاصی نیاز نیست خارج بشی. اول واقعیتهات رو ببین! موقعیتی که توشی رو ببین! به جایی که میخوای برسی فکر کن و تصویر سازی کن چقدر شرایط مضخرفی میشه اگه بخای یسال دوباره مثلا فلاتر یا php بخونی و مجدد کنارشون بزاری؟
دنیای برنامه نویسی هرروز داره بزرگتر میشه. فریمورکها، زبانها، امکانات و معماریهای جدیدی داره هرروزه اضافه میشه و رشد کردن توش هی داره دشوارتر میشه. مثه گودالیه که یه شیلنگ گذاشتن توش و دارن با آب پرش میکنن. هرچی دیرتر بخای از کف این گودال بیای بیرون، کار دشوارتری داری. بچه نیستیم دیگه گمونم. باید بدونیم وقتی چیزی اشتباهه، نباید تکرارش کرد، اگر هم قراره تکرار بشه، بهاش عمر و آیندمونه. ازین بالاتر که چیزی نیس! پس بهتر معقول فکر کنیم، معقول پیش بریم.
وسعت برنامهنویسی رو پیش کشیدم که بگم اگه قراره دوباره دلسرد و خسته شی، شروعش نکن. همین یکسالی که قراره الکی دوباره کد بزنی رو برو یه مهارت دیگه یادبگیر، یه کار دیگه بکن و بیخیال برنامهنویسی شو. چون ۶ ماه بعدش یادت میره و الکی ۱ سال دیگه از عمرت هدر رفته.
اما اگه مصممی، اگه ارزش زندگیت برات مشخصه، اگه از روی علاقههای بچگانه قرار نیست به این سمت بیای، سختیش و وستعتشو در نظر بگیر و استارت بزن. همین.
درباره دغدغه مالی: عرض کردم قبلا این مورد رو. اگر امروز شروع کردی یادگیریت رو، لطفا تا ۲ سال دیگه به فکر درآمدِ خاصی نباش. تمام.۲ سال برای آیندت، بدون فکر به درآمد تلاش کن. دوره ببین تست کن کدارو و هزینه هم کن برای یادگیریت. جیبتو خالی کن توی مغزت، بعدا مغزت جیبتو پر میکنه. موفقیت نیاز به هزینه داره، هزینههای مالی، جسمی، روانی و ... . اول بهاش رو بشناس، بعد قدم بزار توی مسیرش.
فریلنسری و باز بودنه دستت:
ببین برنامه نویسی خودش شغل انعطاف پذیریه. میتونی استخدام شرکت باشی ولی از دور با یه لپتاپ و گاهی بدون نیاز به نت، کد بنویسی و پول دراری.
این که شما میخای ابتدا به ساکن، با بِ بسمهاله توی برنامهنویسی ای که خودش انعطاف پذیره، وابسته به شخص و شرکت نباشی، راسسستش کمی فیلم هندیه. همچین چیزی که میخوای حداقل برای افرادِ میدلول واقعی توی زمینههای کاری خودشونه. به نظرم بهتر حتی اینه که یک سال رو لااقل توی یه شرکت کار کنی. تجربههای حضوری رو داشته باشی. با سایر افراد توی این زمینه تبادل تجربه کنی، مشکلاتتو ببینن، از مهارت کسایی که سالهاست دارن کار میکنن استفاده کنی. این یکسال، مطمئن باش که به سالِ طلاییِ مهارتِ تو مبدل میشه. پروژههای خوب، از ارتباطات خوب میان.. رایگان هم شده سعی کن توی یه شرکت کار کنی. یه شرکتِ خوب و کوچیک.
چیزی که در این زمینه میخای، توی پله دهمه. و پله یک تو میشه این، میخای یه پله دهم برسی؟ اگه آره، پس خاهشا سریع تر پله اولیو ردش کن.
در نهایت
کمالگرایی دامیه که خودت برای خودت پهنش میکنی. هیشکی هیچ وقت کامل نمیشه. مخصوصا توی برنامه نویسی که اگ اسمشو هزارتو بزاریم، پُر بیراه نگفتیم. باید رفت باید شروع کرد. کمالگرایی گاهی حتی مانع از شروع کردنت میشه. مانع از حرف زدنت، پیش رفتنت، تجربه کردنت میشه. بکش زیرِ این حس و بندازش دور. قبل از این که کمالگرایی باعث بشه یه ضربه سنگین از زندگی بخوری، همون ضربه رو مهمونِ کمالگراییت کن و بندازش کنار.. واقع بینانه دیدن، برنامه داشتن و الگو گرفتن، کمالگراییت رو کاهش میده.
موفق باشی
عالی و کامل 👌
مجدد سپاس ویژه بابت انرژی و وقتی که امروز برای پاسخگویی گذاشتی 🙏
منم هم چنین آرزوی موفقیت دارم برات
آیا مایل به ارسال نوتیفیکیشن و اخبار از طرف راکت هستید ؟