رفیق بجنگ

آفلاین
user-avatar
مبینا ستاری
03 مرداد 1400, خواندن در 9 دقیقه

سلاااااااااااام!!!!!
به قول دوست خوبمون توی مقاله قبل؛ دست هایی که میبخشند از لب هایی که دعا میکنند مقدس ترند!
خیلی با این متن حال کردم! اصلا انگار رو ابرها بودم! هیچکس چنین حرفی تا به حال بهم نزده بود!
از اونجایی که هم دیروز هم امروز خیلی خیلی درگیر المپیک بودم؛ دیدم بعضی ورزشکارا؛ اصلا تو بازی بقدری هول و عصبی میشن که بازی برده رو میبازن!( ریا نباشه از 5 و نیم صبح دارم بازی ها رو نگاه میکنم!😎😅)
امروز میخوام یه ذره با هم در این مورد حرف بزنیم.
البته که یه متن خیلی قشنگ هم پیدا کردم که نویسنده اش رو آخر مطلب میگم. البته از اونجایی که نویسنده فقط قصدش کمک کردن به دیگران بوده و از اینکه این متن جایی درز پیدا کنه متنفره؛ لطفا به قانون کپی احترام بگذارید و جایی منتشرش نکنید! 😊
خب؛ اگه شما هم مثل من والیبال زیاد نگاه کنید، میدونید که دیروز لهستان رو بردیم. اتفاقی که خیلی دوست دارم باز هم تکرار بشه.
اما اگه دست و پا شکسته؛ به چهره بازیکن ها دقت کرده باشید(تو هر دو تیم)؛ زمان هایی که تیمی عقب می افتاد؛ میخواست تمام نیروش رو جمع کنه تا خودشو به بازی برگردونه. فشار بسیار زیاد بود؛ و همه فقط میخواستن بازی رو ببرن.
چه ما چه لهستانی ها و چه هر انسان دیگه ای روی زمین؛ وقتی که فشار روش زیاد بشه؛ میخواد خودشو خلاص کنه.
ذهن ما یه مکانیزم حفظ بقا داره که وادارش میکنه فقط جونمون رو نجات بده. این ممکنه شامل هر چیزی بشه.
اما نکته دیگه ای که وجود داره، اینه که وقتی اون تیم عقب می افتاد، میخواست به بازی برگرده؛ ورق رو برگ گردونه؛ تمرکزش رو از دست می داد.
منم دقیقا چنین چیزی رو چه توی زمین بازی و چه زندگی تجربه کردم. کسانی هم که نکردن؛ هدفی نداشتن که بجنگن و براش تحت فشار باشن.
فشار چیزی بد و وحشت آور و " وای من از پسش بر نمیام"؛ " وای من توانایی هام کافی نیست!" و " وای من نمی تونم!" نیست!
ولی خیلی مهمه که ما بدونیم زمانی که تحت فشاریم، دقیقا باید چی کار کنیم که اصولی از شرش خلاص شیم.
مسلما؛ انسانها زیر فشار ساخته میشن. مثلا وقتی شما باید یه پروژه رو تو 3 روز تحویل بدید؛ و قبلش همه چیز رو یک ماه طول می دادید؛ وقتی تحت فشار برید؛ متوجه میشید که بله! میتونید یه کار رو سریع تر و بهتر انجام بدید!
در واقع اینها یه ابزار برای رشد هستن.
همیشه فشار بیشتر؛ عملکرد بهتر به همراه نداره، اما اگه باهاش به درستی رفتار کنید؛ مانع پسرفت هم نمیشه!
چیزی که توی این مواقع حساس؛ به اندازه جونتون مهمه؛ جنگیدنه!
بله! من برای خودم یه شعاری دارم " بجنگ تا برنده باشی!"
حالا اصلا این یعنی چی؟!
فرض کنید دارید یه مسابقه کد نویسی شرکت میکنید؛ که باید جواب ها رو اعلام کنید. شبیه مسابقه های تلویزیونی.
یه حریف دارید. حریفتون 3 سال سابقه کد نویسیش بیشتره؛ تجربه اش بالاتره و قطعا چیزهای بیشتری میدونه.
وقتی که مثلا مجری میپرسه " در پایتون متغیر چطور تعریف میشود؟" شما تا یادتون بیاد و زنگ بزنید و بگید؛ اون امتیازش رو گرفته.
تو تمام زندگی ما چنین آدم هایی هستن.
از ما بیشتر میدونن؛ از ما قوی ترن و سریع تر امتیاز میگیرن.
حالا شما اگه تو همچین موقعیتی زل بزنید به اون و بگید وای خدایا من باختم! یه جنگجو محسوب میشید؟
نه! یه جنگجو هرگز دست از ادامه دادن بر نمیداره!
در همین راستا یه متن پیدا کردم که همون نویسنده متن دومه. لطفا با تمام وجودتون بخونید و به هیچ چیز دیگه ای توجه نکنید. اجازه بدید تاثیر گذار باشه و درونتون نفوذ کنه.

"بجنگ"

هر جا که هستی،
خودتو جمع کن و بجنگ!
توی هر شرایطی که هستی،
سرتو بالا بگیر و بجنگ!
هر رنگ پوست و ظاهر و نژادی که داری؛
رویاهات رو داد بزن و بجنگ!
به هر نحوی که مبارزه میکنی،
قوی باش و با موانع بجنگ!
هر نوع خانواده و زندگی که داری؛
چشم هات رو باز کن و بجنگ!
هر چقدر که توی بازی عقب هستی؛
ترسو از ذهنت بیرون کن و بجنگ!
هر چقدر آسیب دیده و شکست خورده ای؛
بهترین ریسکو بکن و بجنگ!
توی هر بازی که هستی؛
نبرد با زندگیت یا انسان های سمی،
تمام نیروت رو بکار بگیر و بجنگ!
اگه حریفی بنام سرطان،
یا رقیبی به اسم معلولیت داری؛
تمام وجودت رو بردار و بجنگ!
اگه چیزی که باید قربانی کنی؛
خواب و تفریحه این کارو بکن؛
اما یه قربانی نباش و بجنگ!
هر چقدر شرایط سخت و دشوار؛
توی تک تک نفس هات محکم باش و بجنگ!
حتی اگه هیچی چیز درست به نظر نمیاد؛
روحت رو آزاد کن و بجنگ!

مبارز و جنگجو باش!
و برای اینکه در هر بازی،
مثل رعد و برق و تندر،
جنگنده و برنده باشی؛
واسه چیزی که برات مهمه بجنگ!

این یکی از اون چیزهایی هست که من خیلی بهش اعتقاد دارم و یکی از 5 اصل موفقیته!
خیلی مهمه که بجنگید و صبورانه تسلیم نشید! حتی وقتی کل زندگی تون از شب تیره تره! هیچی دائم نیست دوستای من!
نه روشنی؛ نه تاریکی؛ نه زندگی! هر مانعی که الان باهاش درگیرید؛ حل میشه! قبل از اینکه فکرشو بکنید!
من خودم یه تکنیکی دارم به اسم " سه روز". به این صورت که هر وقت از عملکرد خودم راضی نیستم؛ سه روز به خودم وقت میدم و روی جسمم و روحم و ذهنم کار میکنم تا به روال برگردم!
وقتی کار به جای باریکی میرسه میگم : مبینا سه روز! تکنیک سه روز!
همیشه هم سه روز لازم نیست! البته که بسته به وضعیتم داره! ولی یه بار امتحانش کنید!

خب... از اونجایی که قصدم فقط و فقط کمک کردن به دیگرانه، و تنها به این دلیله که تو راکت مینویسم، یه متنی پیدا کردم که هر وقت میخونمش انگیزه میگیرم. شاید همیشه مشکلات ما باگ و تحریم و گرونی نباشه؛ گاهی اوقات فقط باید بی اعتنا باشید و بجنگید.
مثل متن بالا که فقط اصرارش بر جنگیدن و مبارزه است! پس بزنید بریم!! ولی متاسفانه اسمی پیدا نکردم.

"
سرت را بلند کن!
برخیز!
در حجره قلبت را بگشا!
سر از آن پنجره عشق در آور.
به سوی رویا پرواز کن!
از امید برایم بگو.
از طراوت شبنم. تازگی شکوفه و دعای نسیم.
از قدرت واژه ها،
تبلور لحظه ها و سرد شدن نگاه ها برایم بگو.
از فریاد آسمان،
بی داد هر روز زمین،
ندیدن سبزی درخت و پاکی رودخانه برایم بگو.
به سمت آب برو.
برایم شاخه ای پرپر از گلبرگ های گل خاطره بچین.
به کنار رود بنشین و غروب را نظاره گر باش!
گره بغضت را باز کن!
زندگی را فریاد بزن!
خودت را از لابه لای نفرت ها بیرون بکش و
به دست خدا بسپار!
از ثانیه ها نقاشی بکش.
در طلوع و بامداد.
و از سرافرازی پرتوهایش سخن بگو.
برگرد.
پرده را کنار بکش.
سرزمین آفتاب؛ پشت دیوار پنهان نیست!
از بالای کوها نگاه کن.
به خوشحالی بنگر.
به پرنده ای که با شور و شوق پرواز میکند فکر کن.
چشم هایت را باز کن.
به سمت درخشش،
به سمت معجزه و رویا و عشق
بازگرد
فردا،
آنقدر ها هم دور نیست.
مثل لبخند، مثل خوشبختی!
برایم مهم نیست؛
کجای کره خاکی،
با زندگی میجنگی،
چرخ های ویلچر را هل بده!
روشنایی آنقدر ها هم دور نیست!
"

خیلی دوستش دارم. تا آخرش متوجه نمیشید به کی داره میگه و دست آخر مثل یه سیلی رو صورت فرود میاد. به همین دلیل هم جنگیدن مهم ترین اصل هر چیزیه!
دارم کمکتون میکنم که بجنگید و برای این کار، میجنگم . این چیزیه که به زندگیم معنا میبخشه.
شاید درست نباشه که بگم هر دوش رو خودم نوشتم. ولی اون نویسنده ای که اصرار داره این مطلب جایی متنشر نشه و از صمیم قلبش دوست داره خوشحالی شما رو ببینه، منم. مبینا ستاری؛ مبینای جنگنده!
1281 کلمه رو نوشتم تا بگم لطفا یه مبارز مقاوم باشید و جا نزنید. مغرور و متکبر نشید و هیچگاه کسی رو تحقیر نکنید. اگر ایمان کسی رو ازش بگیرید، کارما کاری میکنه که همه چی رو از دست بدید. وفادارترین شخص زندگی تون؛ یعنی خودتون هم به خودتون خیانت میکنید و متعجب نگاه میکنید که چرا همه چیز از هم پاشیده.
پس قلبتون رو بزرگ کنید تا زمین مبارزه تون بزرگ تر باشه و زیبا تر بجنگید.
شما لایق بهترین ها هستید! این افتخاریه که نسیب بهترین ها شده؛ تا لیاقت شما رو داشته باشن!
پس خودتون رو دست کم نگیرید!
ادامه بدید و ادامه بدید و ادامه بدید!
میدونم شرایط خوب نیست. ولی همه مون باید تو همین شرایط بازی کنیم تا تبدیل به تندر های جنگجو بشیم. اگه میخواهید فوق العاده باشید؛ سهمگین ترین طوفان ها رو تحمل کنید!
خواستم کمکتون کنم.اگه موفق بودم؛ برام یه چیزی بنویسید.
حاضرم هر روز ساعت ها اینجا بنویسم تا شما بتونید به مبارزه ادامه بدید.
حتی اگه آخرین مبارزه ای باشه که از زندگیتون مونده.
به هر کسی که فکر میکنه ارسالش کنید. بگذارید حس های مثبت به روانی توی جامعه جریان داشته باشن.
و سخن آخر،
بدورد! فعلا بدرود!

چه امتیازی به این مقاله می دید؟
خیلی بد
بد
متوسط
خوب
عالی

دیدگاه‌ها و پرسش‌ها

برای ارسال دیدگاه لازم است، ابتدا وارد سایت شوید.

در حال دریافت نظرات از سرور، لطفا منتظر بمانید

در حال دریافت نظرات از سرور، لطفا منتظر بمانید