چرا باید درباره آنچه می دانید (یا آنچه آموخته‌اید) بنویسید

گردآوری و تالیف : علیرضا معمارزاده
تاریخ انتشار : 25 بهمن 1398
دسته بندی ها : Freelance

من در حال حاضر بازنشسته هستم و تصمیمی برای آینده‌ام نگرفته‌ام. آنچه من می‌دانم این است که من هنوز با اینکه ده‌ها سال دانش سختی را آموختم، حاضر نیستم تا دروغ بگویم. 

برای یادگیری فن‌آوری‌های جدید و توسعه پروژه‌های جدید، به این نتیجه رسیده‌ام که تجربه و نتایج به طور کلی در طول زمان بهتر می‌شوند (قسم می‌خورم که طبیعتاً خوش‌بین نیستم). من در حال حاضر وقت خود را برای کاری که مورد علاقه‌ام است صرف می‌کنم.

چرا باید درباره آنچه می دانید (یا آنچه آموخته‌اید) بنویسید

از زمانی که من شغل خود را با کد زدن در 4GL شروع کردم، سرعت تغییر فناوری‌ها به میزان قابل توجهی افزایش یافته است. در طول ماه‌ها یا حتی سال‌ها، تغییراتی در سیستم عامل‌ها، زبان‌ها و سخت‌افزارها اتفاق افتاد.

بعد از MS-DOS، به ترتیب به یونیکس (Unix)، به ویندوز، دوباره به یونیکس و سپس به سیستم عامل Mac را انتخاب کردم و اکنون به یونیکس بازگشتم. از آنجایی که من زمانی برنامه‌هایی را توسعه دادم، در حال حاضر وب سایت‌ها را توسعه می‌دهم. 

من دیگر در C++ یا Java کد نمی‌زنم، بیشتر در جاوااسکریپت کد می‌زنم. من یک زمانی خودم را در زمینه C++ ، SQL و XML بسیار متخصص می‌دانستم، اما اکنون بیشتر با NoSQL ، GraphQL، JSON و کمی YAML کار می‌کنم. 

گرچه هنوز هم در بسیاری از زمینه‌ها تخصص دارم، اما آنچنان وب با سرعت بالایی در حال پیشرفت است که باز هم در یک سری زمینه‌ها خیلی متخصص نیستم.

چیزی که من در مورد آن صحبت می‌کنم این است که، تقریباً همه‌ی همکاران سابقم که هنوز هم با آن‌ها در زمینه برنامه‌نویسی در ارتباط هستم، برنامه‌نویسی می‌کنند. برای اینکه بتوانید این کار را برای ده‌ها سال انجام دهید، باید ذهن‌تان باز و انعطاف‌پذیر باقی بماند، زیرا هر لحظه اطلاعاتی را باید از ذهن‌تان بیرون آورید.

هر چقدر که زمان می‌گذرد، چیزهایی که یاد گرفته‌اید در ذهن‌تان کمی سخت‌تر و قدیمی‌تر می‌شود (حافظه سالم و دست‌نخورده باقی می‌ماند، اما به یاد آوردن آن چیز دارای جزئیات کمتر و ناقص‌تری است). تجربه‌ای که ارائه می‌دهد این است که چگونه مفاهیم را مانند تکه‌هایی از پازل در کنار هم قرار دهد.

این موضوع ما چه ارتباطی با نوشتن دارد؟

من تازه اعتراف کردم که دیگر در این زمینه خیلی تخصص ندارم. با این حال، با وجود این همه فن‌آوری‌های جدید که هر پنج دقیقه یکبار پدید می‌آیند، موارد زیادی وجود دارد که کسی در آن مهارت ندارد.

 برای بهره‌برداری از آن باید: دانش، تحقیق، تحمل، یادداشت برداری، تحقیق بیشتر، تحمل چیزهای بیشتر، تسلیم نشدن، دوباره سرسختانه تلاش کردن و در نهایت تلاش بیشتر است. این فرآیند تجربه نامیده می‌شود، که همان ماهر شدن نیست، اما با این وجود ارزشمند است.

هنگامی که من شروع به یادگیری چیزهای جدید می‌کنم، به جستجو در شبکه جهانی (وب) می‌پردازم تا به دنبال شخصی بگردم، که بتواند من را در مورد آنچه باید انجام دهم، راهنمایی کند و سرنخی بدهد. 

اگر کسی را پیدا نکنم و دست خالی بمانم، می‌دانم که کسی قرار است در راه من قرار بگیرد و کارهایی مانند من را انجام دهد. بنابراین خودم شروع به کار کردن می‌کنم.

بعضی اوقات سرنخ‌ها را می‌توان در اسناد پیدا کرد، اما برای چیزهای جدید، اسناد عبارتند از: 1) وجود ندارد؛ 2) دروغ گفتن؛ 3) ناقص؛ یا 4) ژرف. سپس من باید از افراد تازه کار در تالارهای گفتگو و پشتیبانی‌های فنی بپرسم و باید جوری حرف بزنم که مانند احمق‌ها (که معمولاً توسط افراد پاسخ دهنده فرض می‌شود) به نظر نرسم. اگر هنوز هم پاسخی نگرفتم، می‌دانم که کارم خیلی سخت شده است.

بنابراین شما می‌پذیرید که در این زمینه فریبکار هستید

من خوانندگانم را از اینكه فکر می‌کنند متخصص هستم منصرف نمی‌كنم، اما اینکه ممکن است من در حال یادگیری مطالبی باشم را پنهان نمی‌کنم.

این موضوع مرا به نکته قبلی خودم می‌رساند که فرآیند نوشتن در مورد چیزی، مرا مجبور می‌کند که بهتر آن را یاد بگیرم. به طور کلی من خیلی سعی می‌کنم تا چیزی را احمقانه و نادرست ننویسم.

گاهی اوقات من یک فرض بد ایجاد می‌کنم و یا برخی از اثرات جانبی را نادیده می‌گیرم، اما اگر شما بیش از حد از شرمسار کردن خود می‌ترسید، فرصت درک عمیق‌تر و کامل‌تر شدن را از دست می‌دهید.

در بعضی مواقع خطاهای کوچکی که مرتکب شده‌اید در نظراتی به شما اشاره خواهد شد، که باید آن‌ها را تصدیق و تصحیح کنید و ادامه دهید. هر کسی، حتی متخصصان باید این‌کار را بکنند.

در نهایت و مهم‌تر از همه، نوشتن پیشنهادات این فرصت را برای خوانندگان فراهم می‌کند تا چیزی سریع‌تر از آنچه من یاد گرفته‌ام را بیاموزید. همه ما باید اصول DRY را دنبال کنیم، نه؟ هیچ دلیلی برای برخی افراد ناشناس وجود ندارد که دقیقاً همان اشتباهاتی را انجام دهند که شما و من، قبلاً مرتکب آن شده‌ایم.

بنابراین آن را امتحان کنید! اگر نویسنده خوبی نیستید، یک ویرایشگر خوب به شما کمک می‌کند تا نویسنده خوبی شوید. من Hemingway را برای شروع توصیه می‌کنم.

منبع

مقالات پیشنهادی